|
ته مانده های یک رانده شده |
|
| دوباره متولد شده ام. رنگ هایم کجاست؟ زندگی را از نوع خواهم کشید...
+
تاريخ پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 15:26 نويسنده پنج عصر
زیر درخت سیب خوابیده ام درخت نترس من آدم نیستم...
+
تاريخ چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 12:19 نويسنده پنج عصر
زندگی را یک پیک سر بکش ...... نوش
+
تاريخ چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 9:25 نويسنده پنج عصر
گفتی تا اخرش با هم هستیم دیدی چقدر زود فراموشم کردی...
+
تاريخ چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 21:2 نويسنده پنج عصر
خسته تر از همیشه از همه چیز از زندگی از س - ک -س از خودم ...
+
تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 12:18 نويسنده پنج عصر
شکستم ... هر روز ... هر لحظه...
+
تاريخ جمعه دهم مهر 1388ساعت 22:36 نويسنده پنج عصر
نبايد شكايت كنم ؟ باشه .... خفه مي شم ... دارم خفه مي شم.
+
تاريخ پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 11:46 نويسنده پنج عصر
گاه شیطان میشوم...
+
تاريخ سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 23:49 نويسنده پنج عصر
روی دیوار می نشینم ، غروب آفتاب را تماشا میکنم و من گناهان هر روزه را اعتراف می کنم...
+
تاريخ دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 10:41 نويسنده پنج عصر
شیشه مشروب روی میز تیغ میکشم روی دستم ، برای همیشه رها می شوم…
+
تاريخ دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 11:2 نويسنده پنج عصر
|
|